.jpg)
پارادوکسی عظیم که شاید بتوان در صفحه های هزار توی تاریخ بشر بی سابقه دانست. تضاد بین امنیت و خشونت. امنیتی که این مروِّجان خشونت و ناقضان حقوق بشر آن را بهانه کرده تا به اهداف ننگین و قدرت طلبانه خود رسند.
در کدام محکمه و به استناد کدام قاعده حقوقی و کتاب و قانون الهی، می توان امنیت را با خشونت برابر کرد. کجای دنیا و در کجای تاریخ، امنیت را با هتک حرمت و شکستن حریم حقوقی انسانها و از بین بردن شان و مقام انسان، این اشرف مخلوقات که فرشته های خدا هم در برابر او سجده کردند، یکی دانسته اند. خدایی که نام و تقدس او را نیز ملعبه دست خود و ابزاری برای قدرت طلبی خود ساخته اند. فرشتگانی که این مدعیان مهرورزی و عدالت پروری، با تحمیل عقاید و سلایق خود و با خفقان و خشونت و جبر و نقض آزادی فکر و اندیشه، در ایران به زور از انسان آزاد و اندیشمند، این زنده ی متفاوت و برتر از فرشته و حیوان، می خواهند بسازند.
مرحله اول طرح امنیت اجتماعی را با تحمیل عقاید و سلایق خود و توهین و هتک حرمت زنان و دختران و پسران جوان آغاز کردند.
مرحله دوم این طرح امنیتی را با اِعمال خشونتی غیر قانونی و گهگاه غیر اخلاقی، در جمع آوری اراذل و اوباشی که تجاوزات و خشونت های آنها را امروز از جانب همین حامیان طرح امنیتی، در هر تجمع و در مقابل هر فریاد عدالت خواه و ظلم ستیزی شاهدیم ، پی گرفتند.
طیف خشونت ها و تجاوزاتی که از این طرح امنیتی ساطع می شود روندی صعودی گرفته و خدا می داند در مراحل بعدی و ماههای آتی به کدام قله می رسد...
بزن باران، بهاران فصل خون است
بزن باران، که صحرا لاله گون است
بزن باران، که به چشمان یاران
جهان تاریک و دریا واژگون است
...
بزن باران که بی صبرند یاران
نمان خاموش و گریان شو به باران
بزن باران بشوی آلودگی را
ز دامان بلند روزگاران
پی نوشت۱:درگيري خونين پليس با زنان در ميدان هفت تير تهران
پی نوشت۲:فراخوان عمومی برای محکوم کردن توحش